دو اشاره از مترجم:
# اين نوشته ، همان جور كه پيداست در سال 1975 ، درست 30 سال پيش، درآلمان چاپ شد. نويسنده ي آن را نمي شناسم ولي خودِ نوشته دركتابي چاپ شد كه نوشته هاي برخي از انديشه ورزان نسبتا" جدّيِ آلمان هم درآن گِردآورده شده اند. با وچوداين كه با برخي ديدگاه هاي نويسنده نمي توانم موفق باشم ولي ديدم كه اين نوشته، اين خوبي را دارد كه :
- به مسئله ي عامل ِ انسان توجّه مي كند و مي خواهد توجّه ديگران را هم به اين موضوع ِ مهم بكشاند.
- از سوی دیگر، این نوشته - اگرچه به طور فشرده - اشاره هایی به رَوَندَ شکل گیریِ دانش انسان شناسی در آلمان می کند، که آن هم میتواند سودمند باشد.
- و دیگر این که، این نوشته دشواریهای دانش انسانشناسی را که برسر راه این دانش وجود دارند تا اندازه ای نشان می دهد.
نمي توانم بگويم كه اين نوشته، بهترين نوشته از اين نوع بوده كه درآن سال ها درآلمان چاپ شده اند.
همان طوركه گفته شد، نويسنده ي آن را نمي شناسم ونمي دانم كه اكنون چه مي كند وچه مي انديشد. درپايانِ كتاب، درشرح هاي كوتاهي كه براي نويسنده گانِ مقاله هاي كتاب آمده، درباره ي اوهم اين اين شرح ِكوتاه را، كه بيش تر تزييني و رنگين به نظر مي رسد، نوشته اند:
وُلف لِپِنيز درسال 1941 متولّدشد. او پروفسور در دانش/كده ی جامعه شناسي ِ دانش/گاهِ آزادِ برلين است.
آثارمهم:
ماليخوليا و جامعه- 1969
نقدِ انسان شناسي(با همكاريِ ه. نولته)
انسان شناسي ِ جامعه شناسيك. مدارك و اسناد-1971
Orte des Wilden Denkens - درباره ي انسان شناسي ِ كلود لِوي اشتراوس( با ه. ه. ريتِر)- 1970
# آن چه درميان [ . . .] آمده از من است.